مهریه ای برای بانوان دلیجانی

همان گونه که در بخشهاي پيشين آمد، دليل نام گذاري و بنيان قنات بهريار، براي يار بوده است، اين عشق و دلدادگي همراه با آب قنات در نسل هاي بعد به صورتي ديگر خود نمايي مي کند. مردان دليجاني در آغاز زندگي، آب را مَهر و کابين زنان خود کرده و زندگي خود را با آن پربار ساخته اند. بدين گونه مي توان گفت که مالک اصلي قنات و دشت بهريار و ساير قنات هاي دليجان، زنان مي باشند. اين کار جداي از تبرک و تقدّس، پشتيبان آيندة زن و هزينه زندگي او بوده است تا اگر بنا به دلايلي ادامه زندگي فراهم نبوده و يا مرگ شوهر، باعث گسست زندگي مي گرديد، زنان بدون هيچ نگراني به زندگي ادامه مي دادند. در اين جا براي آگاهي بيشتر خوانندگان به شيوه قباله نويسي پرداخته و در بخش اسناد، چند سندِ ازدواج معرفي مي گردد:
خانواده داماد پس از گذراندن رسوم رايج و گرفتن رضايت از عروس، با حضور جمعي از بزرگان و ريش سفيدان دو خانواده، فردي معتمد و باسواد را دعوت کرده و مواردي را که به عنوان پاگيره  به توافق رسيده بودند، باصطلاح قلمي مي ساختند. اعتبار و رسميت سند بسته به تعداد شاهدان بوده است. شيوه نگارش اسناد ازدواج در دليجان، همانند ديگر شهرهاي ايران بوده، بدين گونه که نويسنده با رعايت کامل شيوه¬هاي نگارشي، حقوقي و هنري به بهترين صورت، خواسته هاي دو طرف را بر آورده مي ساخت. نويسندگان اسناد، معمولاً سندهاي ازدواج را با مرکب هاي سرخ و طلايي جدول بندي کرده و با آيه هايي با محتواي ازدواج آغاز مي کردند، سپس بسته به هنر و قدرت قلم، مقدمه اي نوشته و آن را با آيات و احاديث و آرايه هاي ادبي مي آراستند. هر چقدر منزلت و موقعيت اجتماعي افراد بالاتر بود نويسنده، مقدمه را مفصل تر مي نوشت به طوري که گاهي مقدمه از متن سند طولاني‎تر ميشد. پس از مقدمه، نام داماد و پدرش و سـپس نام عروس و پدرش نوشـته مي شد. در ادامه مبلغ مهريه به صورت مشخص و مفصل  نوشته مي شد. مبالغ  به صورت سکه هاي رايج همراه با مشخصات کامل آن از نظر جنس و وزن و معادل اجزاي آن ، نام مکان ضرب سکه و پادشاه وقت، نوشته ميشد. در بالاي مبلغ نيز معادل سياقي  آن و در پايين آن نيز نصف مبلغ نوشته مي شد تا احتمال دست کاري سند ممکن نباشد. به عنوان مثال: ((... بِصِداق معين و کابين مبرهن المعلوم القدر و الوزن، مبلغ يکصد و ده تومان تبريزي  فضي  اشرفي هجده نخودي، عددي يک تومان و روپيه بيست و هشت نخودي محمد شاهي، عددي يک هزار دينار ...)) 
بعد از مبلغ، معادل (هديه) آن که شامل آب و زمين، باغ، اسباب، فرش، طلا، احشام و ... به صورت مشخص نوشته ميشد. 
در اسناد ازدواج در دليجان به جاي پول: يک جلد کلام الله مجيد، لباس ابريشمي و چيت فرنگي، قالي جوشقاني، نمد نراق، گليم عربي، مسِ کاشان، رختخوابِ قلمکار از اصفهان، بروجرد و خوانسار، پارچه قلمکاري شده، طلاي ساخته شده (غيرِ سکه)، ماده گاوِ سالم، ماديان، گوسـفند، بز، اتاق، آب و املاک، باغ و ... نوشته ميشد. در کنار اين موارد مشخصات آنها از نظر جنس، وزن، مبلغ، تعداد و مقدار آن و نام پيشکش کننده که گاهي پدر يا مادر داماد بود، نوشته ميشد. به عنوان نمونه: ((... اتاق تحتاني در سمت نثار  در قلعه جديد البناء والد ناکح، يکدرب باتمام محدود است حدي به ... با جميع ملحقات و منضمات و ساير ما يتعلق بها، رخوت ابريشمي و چيت فرنگي دو دسته به اتمام، رختخواب قلمکار عمل اصفهان يک دسته، قالي عمل جوشقان يک تخته، نمد عمل نراق يک جام سراسري، مسينه آلات عمل کاشان، ساخته و پرداخته دو من به وزن شاه ،  ماده گاو سليم الاعضاء از قرار سه عرف ، يک رأس،  گوسفند نتاجي از جنسِ مُغِر ، سه رأس، طلاي حمراء غير مسکوک سه مثقال و همگي و تمامي مِجري المياهِ قناتين مزرعه بهريار از جمله بيست و هشت شبانه روز نصف از دو نفر و نيم  واقعه در روزقه بِنِ اول   بانضمام املاک متعلقه به آن واقع در دشتات ثلاثه مزرعه مرقوم از قرار تفصيل ذيل: دشت پِلِه زرد قطعه يک جريبي  حدي به شارع، حدي به ... دشت  ميان قطعه زمين 6 قفيزي  حدي به ... دشت سيالستانِ شهره، قطعه 4 قفيزي حدي به ... بانضمام 6 قفيز باغ مُعَنّبِ مُشَجَّرِمُحاط  واقعه در دشت ميان بهريار جنب باغِ...)) در پايان  يادآوري ميشد که موارد بالا بر عهده داماد يا پدرش (بيشتر بر عهده پدر داماد بود.) مي باشد و بايد آن را بپردازد. تاريخ عقد نامه نيز به روز و ماه و سال قمري نوشته مي شد. مانند: ((تحريراً و وقوعاً في دهم شهر ربيع الاول مرادف سنه 1267)) در پايان نويسنده بالاي سند را مهر کرده و گواهان هم کنار اسم خود را مهر مي زدند.
نويسندگان براي نوشتن اسناد بايد اصولي را رعايت مي کردند تا هم ظاهر نوشته، زيبا باشد و هم امکان دستبرد و خدشه در متن به حداقل برسد. سمت راست برگه به اندازه چند سانتيمتر مي بايست سفيد باشد و هر خط بايد به لبه سمت چپِ کاغذ رسيده و رو به بالا نوشـته شود. بالاي کاغذ نيز اندکي خالي گذاشته مي شد. آخرين خط به پايين برگه مي رسيد. فاصله بين دو خط در آغاز با فاصله بودند ولي در پايان نوشته به يکديگر نزديک مي شدند. اگر متن در پايان صفحه به پايان نمي رسيد آن را به صورت کج در حاشيه سمت راست مي نوشتند و شاهدان نيز مهر خود را در همين حاشيه مي زدند. قباله پس از پايان نوشتن و مهر شدن به خانواده دختر داده مي شد.



صفحــه اصلی | معرفی زبان | شوغات دلیجان | ارتبــاط با ما

بازدید این هفته : 59
بازدید هفته گذشته: 139
بازدید تا کنون: 18913

ورود به سایت
| طراحی و اجرا شرکت فناوری اطلاعات فراداده |