معرفی شهر



در باره نام دلیجان سخنهای فراوان گفته شده ، اینکه این نام از کجا و به چه معنایی است ، به سختی می توان داوری کرد . در این باره می توان گفت:
1.  به گویش وزبان راجی آن را (( دلیگُن deligon )) یا ((دِلیگان deligan )) می گویند . پس از حملۀ عربان به ایران زبان فارسی و عربی در هم آمیخته شد وچون عربان همه نامهایی را که وارد زبانشان می شد معرب کردند ، از این رو آن را دلیجان خواندند و این گونه می توان به ((بروگرد )) اشاره کرد که به (( بروجرد )) دگرگون شد .                                     
2.  تاریخ قم از دیلیجان  با نام دیلجان  یاد کرده است . تا دوره صفویه  هم در کتابهایی چون تکمله الاخبار ، احسن التواریخ و جهان آرا آن را دیلیجان نامیده اند . هم اکنون نیز مردم کاشان و روستا های پیرامون دلیجان ، این نام را به کار می برند  و آن را (( دیلجون )) می نامند .(الف  در بیشتر گفتار های کنونی جای خود را به " و " می دهد ).
3.  در تاریخ شفاهی محلی آمده است که این شهر مردمی دلیر داشته ، به همین منظور آن را دلیرگان می خواندند ، سپس با کاربرد فراوان و سنگینی تکرار حرف "ر" این حرف از آن حذف شده ، و دلیگان گشته ، آنگاه به دلیجان دگرگون شده است .
4.  جغرافی نویسان و تاریخ نگاران در کتابهای گونه گون از دلیجان یاد کرده اند (که علاقه مندان میتوانند  جهت کسب اطلاعات بیشتر کتاب تاریخ و فرهنگ دلیجان مراجعه نمایند )که یک مورد از آن که برای شهروندان مورد ابهام است اشاره می شود :                                
_ در کتاب راه و رباط نیز به این نام چنین اشاره شده است :
🔹 وسیله نقلیه در قدیم در بدو صورت بوده است : بی چرخ و با چرخ . گردونه ها و گاریهای چرخدار به وسیله یوغ و قطعات اتصالی دیگر بشانه و سینه اسب و بارکشان دیگر بسته میشده و گاهی دو و گاهی سه و چهار چرخ و گاهی هم بیش از آن داشته است .
🔹معروف ترین نوع گردونه ، گاری و ارابه بوده که علاوه بر بردن مسافر در بار کشی هم (بخصوص از گاری)مورد استفاده قرار میگرفته ، است و تا چندی پیش وسیله معمول و مطبوع مسافرت بروده است .دلیجان نیز تا چندی پیش در در راههای ایران رفت و آمد میکرده ومیانراه  معروف است که دلیجان آبادی معروف میانراه اصفهان – همدان چون ایستگاه دلیجان بوده چنین نامی بخود گرفته ، ولی اسم تازه ای نیست و نام این آبادی بهمین صورت و صورتهای نزدیک به این در اغلب کتب مسالک و جغرافیهای قدیم آمده و اگر بپذیریم که نام این آبادی از وسیله نقلیه معروف یعنی دلیجان گرفته شده باشد (که بدشواری می توان پذیرفت ) ، باید بپذیریم که این وسیله هم از روزگار کهن در ایران معمول بوده و مانند بسیاری از چیزهای که وابسته براه و راهداری و مسافرت و  پست و برید است از این کشور بجاهای دیگر رفته است .
🔹با توجه به زمان گرد آوری کتابهای یاد شده می توان گفت که دلیجان در سدۀ چهارم هجری قمری و پیش از آن نیز بوده است و آن را معرب دلیگان می دانند .در صورتی که دلیجان به معنی گاری در سدۀ 18 میلادی در اروپا متداول شده است ، ولی شهر دلیجان پیش از این سده وجود داشته است ، پس نمی توان نام دلیجان را برگرفته از واژه  گاری فرانسه دانست  و اگر هم بتوان گفت که دلیجان به معنی گاری گرفته شده است ،باز هم نامی ایرانی است نه فرانسوی چون درمیانرودان و کلا" ایرانیان نخستین کسانی که گردونه و گاری امروزه را ساخته و دارای راه شاهی ارابه رو بوده اند.
برگرفته از کتاب  تاریخ و فرهنگ دلیجان  نوشته  استاد حسین صفری




نخستين کتابي که نام دليجان در آن آمده است، کتاب تاريخ قم مربوط به قرن چهارم (387 هجري قمري) مي باشد، اين کتاب آبادي¬هاي پيرامون دليجان را منسوب به پادشاهان ساساني مي داند ، پس از آن در منابعي مانند: نزهه القلوب، معجم البلدان، تقويم البلدان، زينت المجالس، الکامل، نقاوۀ الآثار، احسن التقاسيم، خلاصه التواريخ، تاريخ حبيب السير، جهان ‎نما(کاتب چلبي)... و برخي سفرنامه ها از دليجان به صورت کلي و مختصر نام برده شده ولي اطلاع چنداني از وضعيت شهر از آنها بدست نمي آيد. (دليجان تا قبل از جنگ جهاني دوم در مسير اصلي قرار نداشته و بيشتر سفرنامه نويسان از راه قم و کاشان به اصفهان مي رفتند). اسناد و مدارکي که از دوره صفويه بر جاي مانده، گوياي اين مطلب است که دليجان ‎و بزرگان آن ارتباط ‎نزديکي با پادشاهان صفوي داشته اند، سيد جلال ‎الدين مهدي دليجاني از افراد مورد اعتماد و نزديک شاه اسماعيل بوده است. در دو سند برجاي مانده از آن دوره شاه اسماعيل وي را مي ستايد و درآمد کليه املاک و تيول شاهي در منطقه را به سيدجلال الدين مي بخشد. شاه تهماسب نيز همان رويه را در پيش مي گيرد و حتي ولايات مهمي مانند: قم، کاشان، گلپايگان، نطنز،کمره و... را به فرزندان سيد جلال الدين مي بخشد. اين رويه توسط ديگر پادشاهان صفوي، زنديه و قاجار (تا صدارت اميرکبير) ادامه پيدا مي کند .
در اين دوره (صفويه) شهر دليجان رونق گذشته را بدست مي آورد. وجود نوشته ها و پديد آمدن نويسندگان، شاعران و هنرمندان اين دوره نشانه اين رونق است اما با يورش افغان-ها به ايران، دليجان نيز از اين يورش در امان نمي ماند و بار ديگر اين شهر را از رونق انداخته و ويراني هاي بسياري ببار مي آورند. پس از صفويه تنها منبعي که آگاهي هاي بهتري را از وضعيت و پيشينه شهر به ما مي دهد سفرنامه عراق عجم نوشته ناصرالدين شاه و تاريخ و جغرافياي راه عراق عجم نوشته محمدحسن خان اعتماد السلطنه مورخِ نامي دوره ناصري مي باشد. اعتماد السلطنه طي بازديدي که از دليجان داشته در مورد شهر چنين مي نويسد: ((محل دليجان را اگرچه در اغلب تواريخ قديمه نوشته اندکه شهري بوده و بعضي آثار هم دلالت برآن مي کند اما يقيناً از خيلي قديم، يعني تقريباً از سه هزار سال قبل- از زمان سلاطين مد(ماد)- بايستي اينجا مرکز يک اردوي قشوني و معسکر دولتي بوده باشد .
چه، موقع اين قريه از روي فن حرب و قاعده لشکرکشي گواهي مي دهدکه مرکز سوق الجيشي است و بعد که اينجا خراب شده، اهالي متفرق گرديده اند )). اعتماد السلطنه ساخت شهر را طي دو مرحله مي داند: پيش و پس از اسلام. وي از بقاياي قلعه و شهري بزرگ نام مي برد که برخي از آثار آن تا زمان او باقي بوده، وي دليل خرابي هاي اين قسمت از شهر را برف و باران و همچنين بهره ‎برداري کشاورزان دليجاني از خاک آن براي باروري زمين کشاورزي مي داند. او معتقد است که پس از اسلام ‎ ، شهر بزرگ و پر رونق بوده است. از دلايلي که اعتماد السلطنه ذکر کرده است مسجد بزرگي (مَچِّد مِسَّر) بوده که تا زمان حضور او هنوز هم قسمت هايي از کاشي کاري آن باقي مانده و حمام و مدرسه آن پابرجا بوده است. او ديگر دليل عظمت شـهر را آب ‎انبار بزرگي دانسـته که در اطراف آن تا مسـافت زيادي پسـتي و بلندي هاي شهر قديم که پر از آجرها و کاشي هاي شکسته بوده، مي داند. بر پايه نوشته اعتماد السلطنه اين آب انبار به قدري عميق و بزرگ بوده که آب آشاميدني دست کم، هزار نفر را براي مصرف شش ماه تامين مي کرده است. او تاق آب انبار را ويران مي بيند ولي ديوارها و ستون هاي آجري مخزن را سالم مي نويسد. وي دليل ويراني شهر را يورش مغول مي داند.  (منابع بعد از حمله مغول نيز همگي شهر را ويران ديده اند). هم اکنون پس از گذشت بيش از يکصد و بيست سال از حضور اعتماد السلطنه متاسفانه فقط گنبد مسجد باقي مانده و نشاني از ديگر سازه ها وجود ندارد .

نگارنده : #سعید_اصغری
برگرفته از کتاب #قنات_بهریار
                        
                       


صفحــه اصلی | معرفی زبان | شوغات دلیجان | ارتبــاط با ما

بازدید این هفته : 51
بازدید هفته گذشته: 139
بازدید تا کنون: 18905

ورود به سایت
| طراحی و اجرا شرکت فناوری اطلاعات فراداده |