سید احمد جلالی

سید احمد جلالی در سال 1348 وارد دانشگاه اصفهان شد . علاقه زیادی به حرفه معلمی داشت . در همان سال ها علاوه بر تحصیل به تحصیل در دانش سرا مشغول شد . از جنس درد بود و به قول قیصر درد جلد شناسنامه اش بود . این شغل را بخاطر آن برگزید تا بتواند با اندیشه اش خدمتی به جوانان شهرش نماید . در تمام دوران زندگیش یکی از دغدغه های مهم ایشان فرهنگ و هنر به ویژه فرهنگ و هنر زاد بومش بود چنانکه این مهم در آثار نمایشی اش و اشعار و آثار مکتوبش مشهود است .
هنوز ترنم صدایی که با تمام وجود افعال انگلیسی را با فعل های زبان راجی معادل سازی می کرد و با شور زائد الوصفی آن را صرف میکرد جانم را نوازش می کند . در دوران کاری اش سال های زیادی در دبیرستان های محلات و دلیجان آثارش را به روی صحنه برد . از جمله این کارها : کفتارها زوزه می کشند – درختان ایستاده می میرند و نمایش قربانی ...

در تاریک روشن ذهنش به یاد دارد که شبی صغیر اصفهانی مهمان پدرشان حاج سید عباس جلالی بودند .پدری که منشی عارفانه داشت و دوست و دشمن از مردم دوستی و خدمت به مردم و زادگاهش سخنها و داستانها به یاد دارند . از کودکی گوشش به مثنوی خوانی او آشنا بود اما در همان سرای باغ مانند عمویشان زنده یاد حاج اکبر آقا جلالی بود که ذهنش را با تاریخ و رویدادهای گذشته آشنا میکرد. رییس
اتحادیه ملی جوانان دلیجان که در جبهه ملی فعالیت داشت و از آنجا بود که این نویسنده قدم به دنیای جدید نهاد . هر زمان که نمی توانست انشایی بنویسد این عمویشان بود که بهترین مقاله ها را میگفت و او می نوشت .
از سال 48  دو رور هفته را به دلیجان
و محلات میامد تا در دانشسرای مقدماتی و دبیرستانهای پروین اعتصامی و انوشیروان دادگر تدریس کند .
در دبیرستان تاریخی اصفهان از دبیران
سرشناس آن زمان آقایان دکتر محمد جواد شریعت' محمد باقر کتابی، شارقی و دکتر موحد دبیر زبان بهره ها گرفت . نقطه عطف زندگیش زمانی بود که جناب کتابی که همه هفته چشم براه خواندن انشای دانش آموزش بود وی را
صبح جمعه ای به انجمن ادبی صایب برد .
در همان آرامگاه و از آنجا بود که توانست با شاعران بزرگی مانند حمید مصدق، خسرو احتشامی، بیریای گیلانی و استاد بزرگ دانشکده ادبیات دکتر جلیل دوستخواه آشنا شود .


وی از موسسین انجمن نمایش شهرستان دلیجان می باشد که در سال 1370 با دعوت از سرکار خانم استاد فولادوند در زمینه آموزش تئاتر عروسکی زحمات زیادی را متحمل شد . در زمینه نمایش های آئینی و سنتی ( فولکلر ) نمایشنامه های زیادی را به زبان دلیجانی ( راجی ) به روی صحنه برد . از کارهای زیبایی که نخستین بار به زبان دلیجانی به روی صحنه برده اند و بسیار مورد توجه مردم عزیز شهرمان قرار گرفت نمایش " سنگ و بافه " بود که قبل از اجرای نمایش ، سرود زیبایی را نیز طراحی نموده بودند با این مطلع : قوآ سوزه بمه و دوباره بهارش بارده .... که هنوز در خاطر مردمان این شهر ماندگار است و بعدها استاد علی اصغر اسماعیلی همین شعر را آهنگ سازی و در شبکه آفتاب استان مرکزی اجرا نمود . کارهای دیگری در این زمینه از این هنرمند به جای مانده از جمله " خاله اقلیم " و " خونه خواه " که به روی صحنه رفته و مورد استقبال مردم قرار گرفته است که هر کدام از این آثار به زوایای مختلفی از فرهنگ عامه (( فولکلور )) این کهن مرز و بوم پرداخته است . آثاری که هر کدام نوستالوژی های زیبایی را در ذهن این شهر زنده نموده است به همین سبب ایشان را می توان پدر نمایش آئینی و سنتی شهرستان دلیجان دانست . اشعار زیاد و زیبایی از این هنرمند و شاعر توانا در دست است که به زبان راجی سروده شده است .

در زمینه های شعر و قصه نویسی آثار زیادی را به چاپ رسانیده است که از میان آنها می توان آثار زیر را نام برد :
1-  آقا شاه بلبل و فرهنگ بومی به زبان منظومه
2-  شاپرک های دره کامو ( قصه )
3-  قاصدک و چشمه غمگین  ( قصه )
4-  در خلوت شقایق  ( مجموعه شعر )
5-  کالوک ( قصه و نمایشنامه )
6-  شهر ما شاعر زمانه ما ( شعر )
7-  حر ( نمایشنامه در دست چاپ ) { از کوچه باغ خاطر می آیم – بشیمون رو اسفند ماه – قرق پای چشمه و .... }
وی مصداق بارز معلمی است که جورج پولیا در کتاب مبانی و اصول آموزش و چرورش از آن سخن می گوید : هر معلمی به بازیگری تئاتر ، به زیر و بم موسیقی ، به ظرافت شعر و به اصالت نقاشی نیاز دارد .

نگارنده : #مرتضی_قاسمی


صفحــه اصلی | معرفی زبان | شوغات دلیجان | ارتبــاط با ما

بازدید این هفته : 86
بازدید هفته گذشته: 139
بازدید تا کنون: 18940

ورود به سایت
| طراحی و اجرا شرکت فناوری اطلاعات فراداده |